رسانه، آگهی و آگاهی

اطلاع رسانی و تبلیغات اولویت هر رسانه

رسانه، آگهی و آگاهی

اطلاع رسانی و تبلیغات اولویت هر رسانه

رسانه، آگهی و آگاهی

برای ارائه تبلیغات مطلوب و فراگیر لازم است تا رسانه ها مقوله پراهمیت اطلاع رسانی را در صدر اولویت های خود قرارداده و صرفا جنبه مصرفی بودن تبلیغ را در نظر نگرفته بلکه با هر تبلیغ اطلاعاتی ارزشمند را در اختیار استفاده کنندگان یا کاربران قراردهند.
این اطلاعات می تواند درخصوص کالا یا خدمت مورد ارائه، نحوه عملکرد و استفاده از آن، کالاهای مشابه و ... بوده و همزمان اطلاعاتی در زمینه های مختلف به کاربر ارائه دهد.

تبلیغات
فروشگاه خرید از این وبلاگ http://zarsive.4kia.ir
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
جملات انگیزشی
آخرین نظرات
  • ۱۳ دی ۹۵، ۲۰:۰۸ - مجتبی
    ممنون
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۷:۱۳ - ava
    تشکر

هفت باور دروغین شما را خوشبخت، پولدار و موفق می کند

امیر بیات | شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۴ ب.ظ

وقتی صحبت از دروغ میشود، خیلی ها دلزده میشوند و گاهی جبهه میگیرند که ما نمیخواهیم که زندگیمان را بر پایه ی دروغ بنا کنیم یا اینکه موفقیتی که با دروغ بدست بیاید بیشتر به شکست میماند؛ این نوع موفقیت ارزانی بدست آورنده ی آن.
بی شک کسی نمیخواهد زندگی خود را بر پایه ی دروغ بنا کند اما این تمام ماجرا نیست…
موضوع چیز دیگریست.
موضوع اینست که ما از حقیقت جهان بی خبریم…
هلال ماه را تصور کنید. محدب است یا مقعر؟ خوب بستگی به نگاه ما دارد.
میتوانیم آن را محدب یا مقعر ببینیم. آیا به راستی دریا زیباتر است یا کوهستان؟ حقیقت از ما نهفته است.
ما از حقیقت اشیا بی خبریم.
لذا خوب است عقایدی داشته باشیم که موجب موفقیت ما شوند، هرچند که دروغ باشند؛ تا عقایدی که بدبختی را برای ما به ارمغان بیاورند.
موفقیتهای بزرگ گاهی از دل ندانستنها بیرون می آید.
حتما داستان آن پسرک را شنیده اید که سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که کلاس تعطیل شد با عجله دو مسئله ی ریاضی نوشته شده روی تابلو را نوشت و به گمان اینکه باید آنها را حل کند به منزل رفت.
شب اول به نتیجه ای نرسید اما تمام هفته را برای حل این دو سوال تکاپو کرد. در نهایت یکی از آنها را حل کرد.
او نمیدانست که این دو سوال نمونه هایی از سوالات لاینحل درس ریاضی است.
اما چه چیزی او را به حل سوالات موفق کرد؟

اگر حقیقت را میدانست حتی روی آن دو سوال حتی فکر هم نمیکرد، چنانکه دیگران فکر نکردند.
آسانترین سوالات در صورتیکه باور داشته باشیم غیر قابل حل اند هرگز حل نخواهند شد و بلعکس.

هرچقدر که منبع الهام کننده ی باور را بیشتر قبول داشته باشیم این باور محکمتر به ذهن ما میچسبد و اجازه ی تکاپو نمیدهد.

از کجا پیدا؟
شاید این هفت باوری که میخواهم در ادامه معرفی کنم حقیقت محض باشند… موضوع اینست که این هفت باور تاکنون توسط هیچ دانشمندی اثبات نشده است اما باور داشتن به آنها میتواند ما را به موفقیت رهنمون کند و البته بهتر از باورهای خرافی ای است که ما را نابود میکند.

یکی از اقوام ما باور داشت که اگر درخت سروی در منزل آنها باشد و اندازه ی درخت سرو از دیوارهای حیاط منزلشان بالاتر برود، یکی از اعضای این خانواده میمیرد.
این زن بعد از حدود یک سال و نیم که به منزل اجاره ای جدیشان رفتند و اتفاقا در حیاط آن خانه سروی بود بلندتر از دیوارهایش، دختر شانزده ساله شان را از دست دادند.

آیا واقعا سروی بلندتر از دیوارهای یک خانه میتواند یک انسان را بکشد؟
آیا در آن خانه هرگز کسی دیگر زندگی نکرده بود یا اگر زندگی کرده بود همه ی آنها یکی از فرزندان خود را از دست داده بودند؟
پس چه چیزی آن دختر شانزده ساله را کشت؟ اعتقاد و باور مادر این دختر.

حال با خود فکر کنید که بهتر نیست به جای این باورهای خرافی نابود کننده باورهایی داشته باشیم که ما را به موفقیت برسانند؟ هرچند خرافی.
کلمه ی دروغ به معنای فریبکاری نیست بلکه به این معنیست که هرچقدر هم به چیزی معتقد باشیم باز هم لازم است دریچه های ذهن را به روی عقاید و امکانات خود باز بگذاریم و همیشه برای یادگیری مطالب تازه تر آمادگی داشته باشیم.

نکته ی مهم اینکه تمام مردان موفق به این هفت باور اعتقاد داشته اند و این هفت باور به انسانها نیرو میدهد که استعدادهای خود را بیشتر به کار گیرند، بیشتر عمل کنند، دست به اقدامات بزرگتر بزنند و نتایج درخشانتری بگیرند. امیدوارم در مورد شما هم اینچنین باشد:

آماده اید با این 7 باور وارد دنیای جدیدی پر از ثروت و خوشبختی شوید؟



باور شماره 1 | هر حادثه دارای دلیل و مقصودی است که به مصلحت ماست.


با این باور چطورید؟
به نظر من از این بهتر نمیشود. کافیست باورش کنیم؛ به معنای واقعی.

به این معنی که هر اتفاقی که در زندگیمان افتاد باور کنیم که مصلحتی در آن برای ما بوده جز (حتی) مرگ! تمام افراد موفق توانایی عجیبی دارند که در هر موقعیت به امکانات موجود و نتایجی که ممکن است از آن حاصل شود توجه کنند.

عکس العمل محیط هرچه میخواهد باشد، آنها به امکانات فکر میکنند.
اگر تصادف کنند و یک پایشان را از دست بدهند به پای دیگر توجه میکنند و اگر اتوموبیلشان را از دست بدهند به خاطر سلامتی شان خدا را سپاسگزارند.

در یک کلام آنها اعتقاد دارند که هر اتفاق دارای هدفی است که در نهایت میتواند به سود آنها تمام شود.
آنها بلاها را بدبختی نمیبینند بلکه بالهایی میبینند که میتواند آنها را به پرواز در آورد.

آنها از یاد نمیبرند که سخت ترین فشارها زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند.
در شکستها به دنبال تجربه میگردند نه ملامت خود و دیگران، آنها از اینکه اتفاقی که خواهانش بودند نیفتاده است افسرده نمیشوند به دنبال نشانه ای میگردند که ثابت کند همان بهتر که نشد!


باور شماره 2 | چیزی به نام شکست وجود ندارد، فقط نتایج موجودند.


وقتی به این باور فکر میکنم به واقع انرژی میگیرم. باور کنید، با تمام وجود بپذیرید که شکستی در کار نیست. فقط نتیجه موجود است.

اگر اینگونه بود به راستی چه میکردید؟ همان کارها را همین الان انجام دهید. معطل نکنید.

میخواستید مغازه ی مورد علاقه تان را در بهترین نقطه ی شهر دایر کنید و کسب و کارتان را گسترش دهید؟ واقعا منتظر چه چیزی هستید؟ باور کنید که شکستی در کار نیست. آنچه به دست میآید نتیجه است.

هیچوقت کسی را به این دلیل اعدام نکرده اند. ایمان داشته باشید. به نظر من ریسک بی معنیست. ریسک به معنی خطر واژه ایست مزخرف و درون تهی. خطری وجود ندارد که افراد با ایمان را تهدید کند. این واژه را از فرهنگ لغاتتان حذف کنید.

ذهن اغلب مردم طوری برنامه ریزی شده است که از چیزی به نام شکست بترسند.
ممکن است به نتیجه ای جز نتیجه ی دلخواهمان برسیم.
اما بهرحال این یک نتیجه است که به ما میگوید راهت را اصلاح کن. این یک موفقیت است.

داستان ادیسون را شنیده اید که بعد از امتحان 999 مین بار بعد از سعی و نتوانستن اختراع لامپ، یکی به او گفته بود قصد داری برای 1000 مین بار شکست بخوری؟ گفت:” من شکست نخورده ام. بلکه یک راه دیگر را کشف کرده ام که به اختراع لامپ منتهی نمیشود.” اعتقاد به شکست ذهن را مسموم میکند.


باور شماره 3 | مسئولیت هر اتفاقی را به گردن بگیرید.


دنیای خودتان را خودتان میسازید. به خاطر زشت بودنش دیگران را سرزنش نکنید.

شما مسئول ساخت جهانتان هستید.
به کرات این عبارت را از افراد موفق شنیده اید: “مسئولیتش با من است، خودم مواظب هستم“؛ این اتفاقی نیست.

قبول مسئولیت یکی از بهترین معیارهای توانایی و بلوغ شخص است.
اگر کاری که میخواستید انجام نشده، افکار و عقاید خود شماست که باعث نتیجه ای شده است که دوستش ندارید.

این عقیده اگر دروغ هم باشد، دروغ مفیدی است.
من که دوستش دارم.
در اینصورت زمین و زمان و دولت و خانواده را مقصر نمیدانم.

پس منتظر درست شدن چیزی دیگر نیستم. خودم را درست میکنم، همه چیز درست میشود.
آنها که قبول مسئولیت میکنند نیرومندند و آنها که از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند رو به ضعف میروند.


باور شماره 4 | برای بهره بردن از چیزی شناخت کامل آن چیز لازم نیست.


این جمله در یک کلام میگوید: “کمال گرایی ممنوع”
همه ی شما از برق استفاده میکنید اما شاید ندانید که چگونه کار میکند تا وسیله ای را به کار بیندازد.

چه لزومی دارد که بدانید؟
میخواهید وقتتان را تلف کنید؟
افراد موفق در هزینه کردن وقتشان شدیداً خسیس هستند.

این باور شما را به سمت مدلسازی رهنمون میکند تا بتوانید بدون آنکه بدانید واقعا چطور از نقطه ی اول به نقطه ی دوم برسید، به آن نقطه برسید. موفق ها هر موقعیت را میسنجند و در ذهن خلاصه میکنند.

قسمتهای بدرد بخور را میگیرند و ما بقی قسمتها را دور میریزند.
یادتان باشد که تبحر تشخیص امور ضروری از غیر ضروری را نیز در خودتان پرورش دهید.

در دانشگاههای معتبر دنیا افرادی هستند که بهتر از استیو جابز در زمینه ی مدارهای کامپیوتری صاحب اطلاعات بودند، اما استیو از آنچه میدانست بهترین استفاده را کرد و استیو جابز شد. روحش شاد!


باور شماره 5 | بزرگترین سرمایه ی شما دیگرانند.


یک فرد هرچقدر هم نابغه باشد در همه ی زمینه ها موفق نیست.
یک فرد باهوش، هرچقدر هم که باهوش باشد مشکل است که به تنهایی بتواند با مجموع استعدادهای یک گروه کارآمد برابری کند.

افراد موفق بدون استثنا دارای حس قوی احترام و تحسین دیگرانند.
در عمل و نه در حرف.
راه موفقیت اینست که گروه موفقی را تشکیل دهیم که بتوانند با هم همکاری کنند.

طبق بررسیهای توماس، ج. پیترز و رابرت، اچ. واترمن شرکتهای موفق آنهایی هستند که کارکنان خود را به چشم شریک مینگرند نه ابزار.

دیکتاتوری ممکن است موفق باشد اما پایدار نیست.
یاد بگیرید که با چه زبانی از دیگران بپرسید “چگونه میشود این کار را بهتر انجام داد؟” یا “چطور میشود به نتایج بهتر رسید؟”


باور شماره 6 | کار نوعی تفریح است.


“راز موفقیت آنست که شغل را جزو تفریحات خود قرار دهید.” __ مارک تواین

من به شخصه کسی را نمیشناسم در کاری که از آن نفرت دارد موفق باشد…
راه خود را به سوی مشاغلی که در شما ایجاد شوق میکند باز کنید.

اگر فکر کنید که کار یعنی زحمت و مشقت برای تامین معاش، مطمئن باشید که چیزی بیشتر از آن گیرتان نمی آید. زحمت و مشقت و شندرغازی برای زنده ماندن. برای مطالعه ی بیشتر در این خصوص به کتاب “سنگفرش هر خیابان از طلاست” مراجعه کنید.


باور شماره 7 | هیچ توفیق پایداری، بدون پشتکار بدست نمی آید.


افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند.
افراد موفق در هر زمینه ای لزوما بهتر، باهوشتر، سریعتر و قویتر از دیگران نبوده اند، بلکه پشتکار بهتری داشته اند.

آنا پاولوفا زمانی گفته بود: “راز موفقیت اینست که هدفی را بی وقفه دنبال کنید.”
این موضوع در تمام زمینه ها و رشته ها، حتی رشته هایی که مبنای اصلی آنها قدرتهای طبیعی است مثل ورزش و هنر صادق است.

پشتکار، یکی از اجزای مهم موفقیت در هر زمینه ای است.
افراد موفق میخواهند به هر قیمتی موفق شوند.
شما چطور؟


شاد باشید♥زرسیو☺zarsive

  • امیر بیات

باور

خوشبخت

موفق

پولدار

نظرات  (۱)

خیلی ممنون.
این هفت باور تو کتاب بسوی کامیابی انتونی رابینز فصل 5 نوشته شده.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی